گسترش یافتن یا فعالیت را به مقیاس، بازار، منطقه یا حوزهٔ بزرگتری بردن
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen will im kommenden Jahr in drei weitere europäische Märkte expandieren.
شرکت میخواهد سال آینده وارد سه بازار اروپایی دیگر شود.
Der Dienstleistungssektor expandiert deutlich schneller als die klassische Industrie.
بخش خدمات بهمراتب سریعتر از صنعت سنتی در حال گسترش است.
Beim Erwärmen expandiert das Gas und erhöht den Druck im geschlossenen Behälter.
با گرمشدن، گاز منبسط میشود و فشار در ظرف بسته را افزایش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای شرکتها مقصد اغلب با in + Akkusativ میآید و در این کاربرد رایج فعل مفعول مستقیم نمیگیرد.
