منابع مالی که یک نهاد عمومی یا سازمانی برای پشتیبانی از هدفی مشخص اعطا میکند
مثالهای طبیعی
Das Forschungsvorhaben wird mit europäischen Fördermitteln finanziert.
طرح پژوهشی با منابع حمایتی اروپایی تأمین مالی میشود.
Für die energetische Sanierung stehen zusätzliche Fördermittel bereit.
برای نوسازی با هدف بهینهسازی انرژی، منابع حمایتی بیشتری در دسترس است.
Der Rechnungshof prüft, ob die Fördermittel zweckgemäß verwendet wurden.
دیوان محاسبات بررسی میکند که آیا منابع حمایتی مطابق هدف تعیینشده مصرف شدهاند یا نه.
نکتهٔ کاربردی
این واژه از یک پرداخت منفرد گستردهتر است و اغلب به مجموع منابع یک برنامهٔ حمایتی اشاره دارد.
