در حوزهای بسیار مهم یا موفق و در جایگاهی بالای رتبهبندی قرارگرفته.
مثالهای طبیعی
Das Labor gehört zu den führenden Instituten des Landes.
این آزمایشگاه از مؤسسههای پیشرو کشور است.
Der Anbieter hat eine führende Position im Markt.
این عرضهکننده جایگاهی پیشرو در بازار دارد.
Sie arbeitet für eine führende Zeitung.
او برای روزنامهای پیشرو کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
führend اغلب صنعت، شرکت یا عرضهکننده را توصیف میکند: ein führendes Unternehmen؛ الزاماً به معنی هدایتکردن گروه نیست.
درس کوتاه: führend
در حوزهای بسیار مهم یا موفق و در جایگاهی بالای رتبهبندی قرارگرفته. führend اغلب صنعت، شرکت یا عرضهکننده را توصیف میکند: ein führendes Unternehmen؛ الزاماً به معنی هدایتکردن گروه نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «führend» مطابقت دارد؟
