گروه مدیران ارشد یا تصمیمگیران اصلی یک سازمان
مثالهای طبیعی
Nach der Fusion wurde die Führungsriege des Konzerns teilweise neu besetzt.
پس از ادغام، بخشی از تیم مدیریتی ارشد گروه تغییر کرد.
In der Führungsriege der Partei gibt es Streit über den künftigen Kurs.
در میان رهبری ارشد حزب بر سر مسیر آینده اختلاف وجود دارد.
Die Führungsriege muss erklären, wie es zu den finanziellen Verlusten kam.
مدیریت ارشد باید توضیح دهد زیانهای مالی چگونه به وجود آمدهاند.
نکتهٔ کاربردی
واژه جمعی و کمی رسانهای است و گروه رهبری را بهصورت یک حلقه نشان میدهد، نه سمتهای فردی را.
