هزینه یا پیامدهای یک وضعیت را، اغلب ناعادلانه، پرداخت یا تحمل کردن
مثالهای طبیعی
Am Ende zahlen die Verbraucher die Zeche für die Fehlentscheidungen des Unternehmens.
در نهایت مصرفکنندگان تاوان تصمیمهای اشتباه شرکت را میدهند.
Die Belegschaft musste die Zeche für jahrelanges Missmanagement zahlen.
کارکنان مجبور شدند تاوان سالها سوءمدیریت را بدهند.
Wenn wir weiter zögern, werden kommende Generationen dafür die Zeche zahlen.
اگر همچنان تعلل کنیم، نسلهای آینده تاوانش را خواهند داد.
نکتهٔ کاربردی
Zeche در معنای تحتاللفظی به صورتحساب اشاره دارد، اما در این اصطلاح پیامدهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا شخصی را هم شامل میشود.
