نجیبزادهای بلندپایه یا فرمانروایی که در گذشته بر شاهزادهنشینی حکومت میکرد.
مثالهای طبیعی
Der Fürst empfing die Gäste im Schloss.
فرمانروا از مهمانان در کاخ استقبال کرد.
Im Museum hängt ein Porträt des Fürsten.
پرترهٔ فرمانروا در موزه آویزان است.
Die Fürstin unterstützte ein Krankenhaus in der Region.
فرمانروای زن از بیمارستانی در منطقه حمایت کرد.
نکتهٔ کاربردی
Fürst مذکر و دارای صرف ضعیف است: des Fürsten و جمع Fürsten؛ صورت مؤنث Fürstin است و عنوان بیشتر تاریخی است.
درس کوتاه: Fürst
نجیبزادهای بلندپایه یا فرمانروایی که در گذشته بر شاهزادهنشینی حکومت میکرد. Fürst مذکر و دارای صرف ضعیف است: des Fürsten و جمع Fürsten؛ صورت مؤنث Fürstin است و عنوان بیشتر تاریخی است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Fürst» مطابقت دارد؟
