معنی ۱neutral · 88%
بهشکلی بسیار سخاوتمندانه، مجلل یا فراوان
مثالهای طبیعی
Der Berater wurde für wenige Wochen Arbeit fürstlich entlohnt.
به مشاور برای فقط چند هفته کار دستمزدی شاهانه پرداخت شد.
Die Gastgeber bewirteten ihre Gäste fürstlich.
میزبانان از مهمانان خود بهشکلی شاهانه پذیرایی کردند.
Die Villa war mit fürstlichem Aufwand ausgestattet worden.
ویلا با هزینهای بسیار مجلل تجهیز شده بود.
نکتهٔ کاربردی
این صفت میتواند بهطور تحتاللفظی به شاهزاده مربوط باشد، اما معنای مجازیِ سخاوتمندی و تجمل فراوان بسیار رایج است.
