معنی ۱neutral · 90%
توانایی یا قابلیت انجام کاری
مثالهای طبیعی
Sie hat die Fähigkeit, schnell Sprachen zu lernen.
او توانایی یادگیری سریع زبانها را دارد.
Diese Fähigkeit ist im Beruf wichtig.
این توانایی در کار مهم است.
Training verbessert viele praktische Fähigkeiten.
تمرین بسیاری از تواناییهای عملی را بهبود میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای توانایی یا قابلیت فرد در انجام کاری.
ترکیبهای رایج
— توانایی عملی

