معنی ۱neutral · 90%
وسیلهای دوچرخ که با رکاب زدن آن را حرکت میدهید
مثالهای طبیعی
Ich fahre mit dem Fahrrad zur Schule.
من با دوچرخه به مدرسه میروم.
Meine Schwester hat ein neues Fahrrad.
خواهر من یک دوچرخهٔ نو دارد.
Das Fahrrad steht vor dem Haus.
دوچرخه جلوی خانه قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
Fahrrad واژهٔ معیار آلمانی برای «دوچرخه» است. در زبان روزمره، Rad نیز اغلب با همین معنی به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— دوچرخهسواری کردن

