Fahrrolle
C2اسمغلتاندن، غلطیدن، غلتک
JadoLearn Dictionary
Fahrrolle یعنی غلتاندن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غلتاندن، غلطیدن، غلتک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جزو، بخش، جزء
غلتاندن، غلطیدن، غلتک
غلتاندن، غلطیدن، غلتک
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.