معنی ۱neutral · 90%
سفر یا مسیر طیشده با وسیلهٔ نقلیه
مثالهای طبیعی
Die Fahrt nach Berlin dauert drei Stunden.
سفر به برلین سه ساعت طول میکشد.
Die Fahrt war ruhig und angenehm.
مسیر آرام و خوشایند بود.
Die Fahrkarte gilt für eine Fahrt.
بلیت برای یک سفر معتبر است.
نکتهٔ کاربردی
Fahrt بر سفر با وسیلهٔ نقلیه تمرکز دارد.
ترکیبهای رایج
— سفر طولانی

