معنی ۱neutral · 90%
علاقه یا کشش ویژه به یک فرد، سبک، فعالیت یا چیز
مثالهای طبیعی
Die Architektin hat ein Faible für klare Linien und unbehandelte Materialien.
معمار علاقهٔ ویژهای به خطوط ساده و مواد خام دارد.
Obwohl er Jazz hört, hat er ein heimliches Faible für alte Schlager.
با اینکه جَز گوش میدهد، پنهانی علاقهٔ خاصی به ترانههای قدیمی عامهپسند دارد.
Der Autor zeigt ein deutliches Faible für exzentrische Nebenfiguren.
نویسنده علاقهٔ آشکاری به شخصیتهای فرعی نامتعارف نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Faible معمولاً لحن سبک و شخصی دارد و معمولاً به وابستگی یا ضعف جدی اشاره نمیکند.
