معنی ۱neutral · 90%
بهدلیل جاذبه ناگهان به سمت پایین حرکت کردن یا افتادن
مثالهای طبیعی
Das Glas fällt vom Tisch.
لیوان از روی میز میافتد.
Im Herbst fallen die Blätter von den Bäumen.
در پاییز برگها از درختان میریزند.
Er ist auf den Boden gefallen.
او روی زمین افتاد.
نکتهٔ کاربردی
Perfekt این فعل ist gefallen است، نه hat gefallen.
ترکیبهای رایج
— روی زمین افتادن

