روایت زمانمند از رویدادها، افراد و دگرگونیهای یک خانواده در گذر زمان.
مثالهای طبیعی
Für die Familienchronik ordnete sie alte Briefe nach ihrem Entstehungsjahr.
برای تهیهٔ تاریخچهٔ خانوادگی، نامههای قدیمی را بر اساس سال نگارش مرتب کرد.
Die Familienchronik berichtet von drei Generationen, die im selben Dorf lebten.
تاریخچهٔ خانوادگی از سه نسل میگوید که در یک روستا زندگی کردهاند.
Sein Großvater ergänzte die Familienchronik um Erinnerungen an die Auswanderung.
پدربزرگش خاطرات مهاجرت را به تاریخچهٔ خانوادگی افزود.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً تولدها، مهاجرتها، شغلها و خاطرهها را بهترتیب زمانی ثبت میکند.
