معنی ۱neutral · 90%
فردی که تیم، هنرمند، فعالیت یا شخصی را بسیار دوست دارد و از او حمایت میکند
مثالهای طبیعی
Er ist ein großer Fan dieser Mannschaft.
او طرفدار پر و پا قرص این تیم است.
Meine Schwester ist Fan von dieser Sängerin.
خواهرم طرفدار این خواننده است.
Viele Fans warten vor der Halle.
هواداران زیادی جلوی سالن منتظرند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان شخص، تیم یا چیزی که طرفدارش هستید، von + Dativ رایج است.
ترکیبهای رایج
— طرفدار کسی بودن

