Faser
C2اسمتار، کنار رود، متروک ماندن
JadoLearn Dictionary
Faser یعنی تار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تار، کنار رود، متروک ماندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شن زار، ساحل، دریاکنار
لایه کاغذ، چند لا کردن، لا
تار، کنار رود، متروک ماندن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.