معنی ۱neutral; also scientific · 82%
جزئی بسیار باریک و رشتهمانند از یک ماده یا بافت زنده.
مثالهای طبیعی
Die Faser des Stoffes ist besonders weich.
الیاف این پارچه بهویژه نرم است.
Im Mikroskop erkennt man jede einzelne Faser.
زیر میکروسکوپ هر رشتهٔ جداگانه دیده میشود.
Hafer enthält viele Ballaststoffe und pflanzliche Fasern.
جو دوسر فیبر و الیاف گیاهی فراوانی دارد.
نکتهٔ کاربردی
Faser برای گیاه، ماهیچه و پارچه بهکار میرود؛ جمع آن Fasern است و Faserstoff به مادهٔ الیافی گفته میشود.
درس کوتاه: Faser
جزئی بسیار باریک و رشتهمانند از یک ماده یا بافت زنده. Faser برای گیاه، ماهیچه و پارچه بهکار میرود؛ جمع آن Fasern است و Faserstoff به مادهٔ الیافی گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Faser» مطابقت دارد؟
