Fasten
B2اسمباسرعت، تندرو، روزه گرفتن
JadoLearn Dictionary
Fasten یعنی باسرعت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باسرعت، تندرو، روزه گرفتن
گرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تقریبی، تقریب زدن، تخمینی
باسرعت، تندرو، روزه گرفتن
گرسنگی خوردن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.