علاقهٔ کسی را شدیداً برانگیختن و با چیزی چشمگیر جذبش کردن.
مثالهای طبیعی
Die Sternbilder faszinieren die Kinder.
صورتهای فلکی بچهها را مجذوب میکنند.
Mich fasziniert, wie Bienen zusammenarbeiten.
اینکه زنبورها چگونه با هم کار میکنند برایم جذاب است.
Der alte Kompass faszinierte den Sammler sofort.
قطبنمای قدیمی فوراً کلکسیونر را شیفته کرد.
نکتهٔ کاربردی
faszinieren گذراست: چیزی کسی را در حالت آکوزاتیو مجذوب میکند. fasziniert همچنین حالتِ فرد را توصیف میکند.
درس کوتاه: faszinieren
علاقهٔ کسی را شدیداً برانگیختن و با چیزی چشمگیر جذبش کردن. faszinieren گذراست: چیزی کسی را در حالت آکوزاتیو مجذوب میکند. fasziniert همچنین حالتِ فرد را توصیف میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «faszinieren» مطابقت دارد؟
