معنی ۱neutral · 82%
دستی که انگشتانش محکم در کف دست جمع شدهاند.
مثالهای طبیعی
Er hielt die Faust vor die Brust.
او مشت خود را جلوی سینهاش نگه داشت.
Das Kind machte eine kleine Faust.
کودک مشت کوچکی کرد.
Sie schlug mit der Faust auf den Tisch.
او با مشت روی میز کوبید.
نکتهٔ کاربردی
Faust مؤنث است و جمع آن Fäuste است؛ die Faust ballen یعنی مشت کردن دست.
درس کوتاه: Faust
دستی که انگشتانش محکم در کف دست جمع شدهاند. Faust مؤنث است و جمع آن Fäuste است؛ die Faust ballen یعنی مشت کردن دست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Faust» مطابقت دارد؟
