معنی ۱neutral; often formal · 82%
نتیجهٔ پایانی یا جمعبندی کوتاهِ حاصل از بررسی یا تجربه.
مثالهای طبیعی
Mein Fazit nach dem Gespräch ist positiv.
جمعبندی من پس از گفتوگو مثبت است.
Am Ende zog die Gruppe ein klares Fazit.
گروه در پایان جمعبندی روشنی ارائه کرد.
Das Fazit der Studie überrascht niemanden.
نتیجهگیری پژوهش کسی را غافلگیر نمیکند.
نکتهٔ کاربردی
Fazit خنثی است؛ حالت اضافی des Fazits و جمع Fazite یا Fazits. ترکیبهای رایج: ein Fazit ziehen و das Fazit lautet.
درس کوتاه: Fazit
نتیجهٔ پایانی یا جمعبندی کوتاهِ حاصل از بررسی یا تجربه. Fazit خنثی است؛ حالت اضافی des Fazits و جمع Fazite یا Fazits. ترکیبهای رایج: ein Fazit ziehen و das Fazit lautet.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Fazit» مطابقت دارد؟
