نتیجهای که از دادهها یا مقدمات موجود بهدرستی به دست نمیآید.
مثالهای طبیعی
Aus einem einzelnen schlechten Ergebnis auf völliges Versagen zu schließen, wäre ein Fehlschluss.
نتیجهگرفتن شکست کامل از یک نتیجهٔ ضعیف، استنتاج نادرستی است.
Der Richter wies den Fehlschluss zurück, Schweigen bedeute automatisch Zustimmung.
قاضی این استنتاج نادرست را رد کرد که سکوت خودبهخود به معنای رضایت است.
Ihre Analyse deckte mehrere Fehlschlüsse in der öffentlichen Debatte auf.
تحلیل او چند استنتاج نادرست را در بحث عمومی آشکار کرد.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است نتیجه تصادفاً درست باشد؛ خطا در مسیر استدلال است.
