لغزش رفتاری یا خطای داوری، بهویژه خطایی که آبروی کسی را خدشهدار میکند.
مثالهای طبیعی
Der Politiker entschuldigte sich öffentlich für seinen Fehltritt.
سیاستمدار بابت لغزش رفتاریاش علناً عذرخواهی کرد.
Ein einziger Fehltritt kann das Vertrauen eines ganzen Teams erschüttern.
یک لغزش رفتاری میتواند اعتماد یک تیم کامل را متزلزل کند.
Sie wollte seinen Fehltritt nicht verharmlosen, gab ihm aber eine zweite Chance.
او نمیخواست خطایش را کوچک بشمارد، اما فرصت دوبارهای به او داد.
نکتهٔ کاربردی
در معنای مجازی معمولاً لغزش موردی است؛ آسیب عمدیِ تکراری را نباید صرفاً با آن کوچک کرد.
