Fell abziehen
C2فعلقطع اندام کردن
JadoLearn Dictionary
Fell abziehen یعنی قطع اندام کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قطع اندام کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جر، گسیختگی، گسستگی
قطع اندام کردن
قطع اندام کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.