معنی ۱neutral · 82%
تودهای بزرگ و یکپارچه از سنگ که بهوضوح از زمین بیرون زده است.
مثالهای طبیعی
Ein Felsen ragt aus dem Meer.
صخرهای از دریا بیرون زده است.
Die Wanderer machten am Felsen eine Pause.
کوهنوردان کنار صخره استراحت کردند.
Moos wächst auf dem schattigen Felsen.
روی صخرهٔ سایهدار خزه میروید.
نکتهٔ کاربردی
واژهٔ Felsen در حالت فاعلی از قبل به -en ختم میشود؛ در اضافهٔ مفرد -s میگیرد: des Felsens. جمع آن نیز Felsen است.
درس کوتاه: Felsen
تودهای بزرگ و یکپارچه از سنگ که بهوضوح از زمین بیرون زده است. واژهٔ Felsen در حالت فاعلی از قبل به -en ختم میشود؛ در اضافهٔ مفرد -s میگیرد: des Felsens. جمع آن نیز Felsen است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Felsen» مطابقت دارد؟
