معنی ۱neutral; slightly literary · 82%
مکانی دور یا فاصلهٔ زیاد میان ناظر و چیزی.
مثالهای طبیعی
Aus der Ferne sahen wir die Berge.
کوهها را از دور میدیدیم.
Ein Licht blinkte in der Ferne.
چراغی در دوردست چشمک میزد.
Sie träumte von der Ferne und neuen Ländern.
او رویای سرزمینهای دور و کشورهای تازه را در سر داشت.
نکتهٔ کاربردی
در معناهای مکانی، Duden واژهٔ Ferne را بدون جمع ثبت میکند: aus der Ferne و in die Ferne. جمع نادر Fernen به معناهای زمانی مربوط است.
درس کوتاه: Ferne
مکانی دور یا فاصلهٔ زیاد میان ناظر و چیزی. در معناهای مکانی، Duden واژهٔ Ferne را بدون جمع ثبت میکند: aus der Ferne و in die Ferne. جمع نادر Fernen به معناهای زمانی مربوط است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Ferne» مطابقت دارد؟
