معنی ۱neutral · 90%
رویداد بزرگ و سازمانیافته با موسیقی، فیلم، هنر، غذا یا فعالیتهای دیگر
مثالهای طبیعی
Wir gehen im Sommer auf ein Musikfestival.
تابستان به یک جشنوارهٔ موسیقی میرویم.
Das Festival zeigt Filme aus vielen Ländern.
این جشنواره فیلمهایی از کشورهای زیادی نمایش میدهد.
Hast du schon Karten für das Festival?
برای جشنواره بلیت گرفتهای؟
نکتهٔ کاربردی
Festival اغلب برای رویدادهای فرهنگی بزرگتر است؛ Fest معنای عمومیتری دارد.
ترکیبهای رایج
— جشنوارهٔ موسیقی

