تعیینی الزامآور که قاعده، زمان یا شرطی را دقیق مشخص میکند.
مثالهای طبیعی
Die Festlegung des Abgabetermins hilft dem ganzen Team.
تعیین مهلت تحویل به کل گروه کمک میکند.
Im Vertrag steht eine klare Festlegung der Zuständigkeiten.
قرارداد مسئولیت هر فرد را روشن مشخص میکند.
Vor der Abstimmung fehlte noch eine endgültige Festlegung.
پیش از رأیگیری هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده بود.
نکتهٔ کاربردی
Festlegung اغلب حاصلِ فعل festlegen است؛ ترکیبهای رایج: Festlegung eines Termins و verbindliche Festlegung.
درس کوتاه: Festlegung
تعیینی الزامآور که قاعده، زمان یا شرطی را دقیق مشخص میکند. Festlegung اغلب حاصلِ فعل festlegen است؛ ترکیبهای رایج: Festlegung eines Termins و verbindliche Festlegung.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Festlegung» مطابقت دارد؟
