festmachen
A2فعلالصاق کردن، ضمیمه کردن، تشخیص هویت دادن
JadoLearn Dictionary
festmachen یعنی الصاق کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
الصاق کردن، ضمیمه کردن، تشخیص هویت دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
شکستگی، شکست، سکستگی
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
مراجعه کردن، تماس، محل اتصال
الصاق کردن، ضمیمه کردن، مقرر فرمودن
درگیر کردن، گرفتار شدن، گرفتار کردن
معلم سر خانه، لله، معلم سرخانه
شناختن، برسمیت شناختن، باز شناختن
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
گله، خال، لک
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.