معنی ۱neutral · 90%
کسی را بهطور رسمی دستگیر یا بازداشت کردن
مثالهای طبیعی
Die Polizei nahm den Verdächtigen fest.
پلیس مظنون را دستگیر کرد.
Der Mann wurde am Bahnhof festgenommen.
مرد در ایستگاه بازداشت شد.
Die Beamten haben zwei Personen festgenommen.
مأموران دو نفر را دستگیر کردند.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی fest جدا میشود و در پایان میآید.
ترکیبهای رایج
— کسی را دستگیر کردن

