معنی ۱neutral · 90%
قطعی، مشخص یا ثابت بودن
مثالهای طبیعی
Der Termin steht jetzt fest.
زمان قرار حالا قطعی است.
Es steht fest, dass wir umziehen.
قطعی است که اسبابکشی میکنیم.
Der genaue Ablauf steht noch nicht fest.
برنامهٔ دقیق هنوز مشخص نیست.
نکتهٔ کاربردی
feststehen اغلب برای زمان، برنامه، واقعیت و تصمیم به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— زمان قطعی است

