معنی ۱formal · 90%
قابل احراز، تشخیص یا اثبات
مثالهای طبیعی
Bei der Untersuchung waren keine bleibenden Schäden feststellbar.
در معاینه هیچ آسیب ماندگاری قابل تشخیص نبود.
Zwischen den beiden Verfahren ist ein deutlicher Kostenunterschied feststellbar.
میان دو روش تفاوت هزینهٔ روشنی قابل احراز است.
Ein langfristiger Effekt war in den Daten bislang nicht feststellbar.
تا کنون اثر بلندمدتی در دادهها قابل تشخیص نبوده است.
نکتهٔ کاربردی
feststellbar در بیانهای رسمی رایج است، بهویژه برای محدود کردن ادعا به آنچه شواهد پشتیبانی میکنند.
