معنی ۱neutral · 90%
واقعیتی را با مشاهده یا بررسی مشخص یا تشخیص دادن
مثالهای طبیعی
Der Arzt stellte eine Verbesserung fest.
پزشک بهبودی را تشخیص داد.
Wir stellten mehrere Fehler fest.
چند خطا را تشخیص دادیم.
Die Studie stellt deutliche Unterschiede fest.
مطالعه تفاوتهای روشنی را مشخص میکند.
نکتهٔ کاربردی
feststellen برای واقعیت، خطا، تغییر و نتیجه رایج است.
ترکیبهای رایج
— خطاها را تشخیص دادن

