معنی ۱neutral · 90%
گرما، نور و شعلههایی که هنگام سوختن چیزی ایجاد میشوند
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
آتش
Հայերեն
կրակ
krak
مثالهای طبیعی
Das Feuer ist noch sehr heiß.
آتش هنوز خیلی داغ است.
Mein Vater macht draußen ein Feuer.
پدرم بیرون آتش روشن میکند.
Im Haus ist Feuer!
