Film
B2اسمفیلمبرداری کردن، فیلم سینمایی، فیلم
JadoLearn Dictionary
Film یعنی فیلمبرداری کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فیلمبرداری کردن، فیلم سینمایی، فیلم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فیلمبرداری کردن، فیلم سینمایی، فیلم
رسته، سلک، طبقاتی
پالتو، فیلمبرداری کردن، فیلم سینمایی
چینه، حبه، دان
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.