معنی ۱neutral; also sports · 82%
در پایان یک روند یا رشته قرارگرفته و قرار است قطعی باشد.
مثالهای طبیعی
Der Ausschuss trifft nächste Woche die finale Entscheidung.
کمیته هفتهٔ آینده تصمیم نهایی را میگیرد.
Bitte sende mir die finale Version des Plans.
لطفاً نسخهٔ نهایی برنامه را برایم بفرست.
Im finalen Durchgang verbesserte sie ihre Zeit.
او در دور پایانی زمانش را بهتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
final اغلب پیش از اسمهایی مانند تصمیم، دور یا نتیجه میآید؛ در برخی ورزشها اسم نیز هست: das Final.
درس کوتاه: final
در پایان یک روند یا رشته قرارگرفته و قرار است قطعی باشد. final اغلب پیش از اسمهایی مانند تصمیم، دور یا نتیجه میآید؛ در برخی ورزشها اسم نیز هست: das Final.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «final» مطابقت دارد؟
