معنی ۱neutral · 82%
پولی که فرد، سازمان یا نهاد عمومی در اختیار دارد و مدیریت میکند.
مثالهای طبیعی
Die Stadt ordnet ihre Finanzen neu.
شهر امور مالی خود را دوباره سامان میدهد.
Nach dem Umzug sind unsere Finanzen knapp.
پس از اسبابکشی، وضع مالیمان فشرده است.
Sie kümmert sich um die Finanzen des Vereins.
او امور مالی انجمن را اداره میکند.
نکتهٔ کاربردی
Finanzen فقط جمع است: die Finanzen، mit knappen Finanzen. هم برای پول شخصی و هم عمومی بهکار میرود.
درس کوتاه: Finanzen
پولی که فرد، سازمان یا نهاد عمومی در اختیار دارد و مدیریت میکند. Finanzen فقط جمع است: die Finanzen، mit knappen Finanzen. هم برای پول شخصی و هم عمومی بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Finanzen» مطابقت دارد؟
