فرد ثروتمندی که سرمایهٔ لازم برای طرحها، کسبوکارها یا فعالیتها را فراهم میکند.
مثالهای طبیعی
Der Finanzier stellte das Startkapital für das neue Theaterprojekt bereit.
سرمایهگذار بودجهٔ اولیهٔ پروژهٔ تازهٔ تئاتر را تأمین کرد.
Ohne einen zusätzlichen Finanzier konnte das Unternehmen nicht expandieren.
شرکت بدون سرمایهگذار دیگری نمیتوانست توسعه پیدا کند.
Die Finanziers verlangten transparente Berichte über die Verwendung ihrer Gelder.
سرمایهگذاران گزارشهای شفافی دربارهٔ نحوهٔ مصرف پولشان خواستند.
نکتهٔ کاربردی
با کارمند بانک یا حسابدار مترادف نیست؛ نقش اصلی تأمین پول است.
