معنی ۱neutral; business and administration · 82%
فراهمکردن یا تهیهٔ پول موردنیاز برای یک طرح یا خرید.
مثالهای طبیعی
Die Finanzierung des Neubaus ist noch offen.
تأمین مالی ساختمان تازه هنوز مشخص نشده است.
Für das Studium sucht er eine sichere Finanzierung.
او برای تحصیلش بهدنبال تأمین مالی مطمئن است.
Die Bank prüft die Finanzierung des Autos.
بانک تأمین مالی خودرو را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Finanzierung اغلب با von یا für میآید؛ مانند Finanzierung des Baus. منبعش میتواند پسانداز یا وام باشد.
درس کوتاه: Finanzierung
فراهمکردن یا تهیهٔ پول موردنیاز برای یک طرح یا خرید. Finanzierung اغلب با von یا für میآید؛ مانند Finanzierung des Baus. منبعش میتواند پسانداز یا وام باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Finanzierung» مطابقت دارد؟
