fischen
B2فعلسمک، صیداز آب، ماهی گرفتن
JadoLearn Dictionary
fischen یعنی سمک. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سمک، صیداز آب، ماهی گرفتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سمک، صیداز آب، ماهی گرفتن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.