معنی ۱neutral · 90%
مردی که شغل یا کارش ماهیگیری است
مثالهای طبیعی
Der Fischer fährt früh aufs Meer.
ماهیگیر صبح زود به دریا میرود.
Die Fischer bringen ihren Fang zum Hafen.
ماهیگیران صیدشان را به بندر میآورند.
Ein Fischer verkauft frischen Fisch.
یک ماهیگیر ماهی تازه میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
جمع بدون تغییر است: der Fischer، die Fischer.

