Fittiche
C2اسمپره، بالدار کردن، بال بال زدن
JadoLearn Dictionary
Fittiche یعنی پره. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پره، بالدار کردن، بال بال زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پره، بالدار کردن، بال بال زدن
پره، بالدار کردن، بال بال زدن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.