معنی ۱neutral · 82%
برای رسیدن به جای امن، سریع از خطرِ تهدیدکننده دور شدن.
مثالهای طبیعی
Die Bewohner flüchteten vor dem Hochwasser.
ساکنان از سیلابِ در حال بالا آمدن گریختند.
Das Reh flüchtete in den Wald.
گوزن به جنگل گریخت.
Bei Alarm flüchteten alle aus dem Gebäude.
با بهصدا درآمدن هشدار، همه از ساختمان گریختند.
نکتهٔ کاربردی
در معنای فرار، flüchten با sein ماضی نقلی میسازد: ist geflüchtet؛ معمولاً با vor و مفعول داتیو میآید.
درس کوتاه: flüchten
برای رسیدن به جای امن، سریع از خطرِ تهدیدکننده دور شدن. در معنای فرار، flüchten با sein ماضی نقلی میسازد: ist geflüchtet؛ معمولاً با vor و مفعول داتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «flüchten» مطابقت دارد؟
