وضعیتی بحرانی که با شمار زیادی از مردمِ گریخته از خطر و نیازمند حمایت پیوند دارد.
مثالهای طبیعی
Die Stadt richtet zusätzliche Plätze während der Flüchtlingskrise ein.
شهر در جریان بحران پناهجویی ظرفیتهای موقتی بیشتری فراهم میکند.
Freiwillige organisieren Sprachkurse und Beratung.
داوطلبان کلاس زبان و مشاوره سازماندهی میکنند.
Der Bericht untersucht die Ursachen der Flüchtlingskrise.
گزارش علتهای بحران پناهجویی را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح اغلب در گزارشهای سیاسی و خبری میآید؛ علتها و تجربههای افرادِ درگیر بسیار متفاوت است.
درس کوتاه: Flüchtlingskrise
وضعیتی بحرانی که با شمار زیادی از مردمِ گریخته از خطر و نیازمند حمایت پیوند دارد. این اصطلاح اغلب در گزارشهای سیاسی و خبری میآید؛ علتها و تجربههای افرادِ درگیر بسیار متفاوت است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Flüchtlingskrise» مطابقت دارد؟
