برجستهترین، معتبرترین یا نمایندهترین محصول، نهاد یا پروژهٔ یک سازمان
مثالهای طبیعی
Das neue Modell soll zum Flaggschiff der gesamten Produktreihe werden.
قرار است مدل جدید به پرچمدار کل خط محصولات تبدیل شود.
Das Forschungszentrum gilt als Flaggschiff der Universität im Bereich Klimawissenschaften.
این مرکز پژوهشی پرچمدار دانشگاه در حوزهٔ علوم اقلیمی محسوب میشود.
Die Stadt vermarktet das Kulturquartier als Flaggschiff ihrer Innenstadtentwicklung.
شهر محلهٔ فرهنگی را بهعنوان پروژهٔ پرچمدار توسعهٔ مرکز شهر معرفی میکند.
نکتهٔ کاربردی
معنای استعاری در زبان کسبوکار و نهادها بسیار رایج است و بار مثبت قوی دارد.
