معنی ۱neutral · 82%
بخش دیدنی و متحرک آتش که نور و گرما میدهد.
مثالهای طبیعی
Die Flamme der Kerze zittert im Luftzug.
شعلهٔ شمع در جریان هوا میلرزد.
Der Koch dreht die Flamme kleiner.
آشپز شعله را کم میکند.
Eine blaue Flamme brannte unter dem Topf.
شعلهای آبی زیر قابلمه میسوخت.
نکتهٔ کاربردی
Flamme مؤنث و جمع آن Flammen است؛ شعلهٔ اجاق یا شمع معمولاً کوچک و مهارشده است.
درس کوتاه: Flamme
بخش دیدنی و متحرک آتش که نور و گرما میدهد. Flamme مؤنث و جمع آن Flammen است؛ شعلهٔ اجاق یا شمع معمولاً کوچک و مهارشده است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Flamme» مطابقت دارد؟
