معنی ۱neutral · 90%
از خطر، مکان یا وضعیت تهدیدکننده فرار کردن
مثالهای طبیعی
Die Bewohner flohen vor dem Feuer.
ساکنان از آتش فرار کردند.
Viele Menschen sind aus der Region geflohen.
افراد زیادی از منطقه گریختند.
Das Tier floh in den Wald.
حیوان به جنگل فرار کرد.
نکتهٔ کاربردی
fliehen لازم است و Perfekt آن با sein ساخته میشود.
ترکیبهای رایج
— از چیزی فرار کردن

