شخصی که بهصورت حرفهای گل میفروشد و دستهگل و گلآرایی تهیه میکند.
مثالهای طبیعی
Der Florist band für die Hochzeit einen Strauß aus weißen Pfingstrosen.
گلآرا برای عروسی دستهگلی از صدتومانیهای سفید درست کرد.
Frag den Floristen, welche Schnittblumen ohne direkte Sonne länger halten.
از گلفروش بپرس کدام گلهای شاخهبریده دور از نور مستقیم خورشید بیشتر دوام میآورند.
Nach der Ausbildung eröffnete sie als Floristin ein kleines Geschäft am Bahnhof.
او پس از دورهٔ کارآموزی، بهعنوان گلآرا مغازهٔ کوچکی نزدیک ایستگاه باز کرد.
نکتهٔ کاربردی
صورت مذکر «Florist» در حالتهای غیر فاعلی مفرد «-en» میگیرد؛ مؤنث «Floristin» است.
