معنی ۱neutral · 90%
عمل فرار یا گریختن از خطر، اسارت یا مکان
مثالهای طبیعی
Die Flucht vor dem Feuer gelang rechtzeitig.
فرار از آتش بهموقع انجام شد.
Die Polizei untersuchte die Flucht des Gefangenen.
پلیس فرار زندانی را بررسی کرد.
Viele Familien waren auf der Flucht.
خانوادههای زیادی در حال فرار بودند.
نکتهٔ کاربردی
auf der Flucht ترکیب رایجی به معنی «در حال فرار» است.
ترکیبهای رایج
— در حال فرار

