معنی ۱neutral · 90%
مکانی که هواپیماها از آن پرواز میکنند یا در آن فرود میآیند و مسافران سفر هوایی خود را آغاز یا تمام میکنند
مثالهای طبیعی
Wir fahren morgen früh zum Flughafen.
ما فردا صبح به فرودگاه میرویم.
Ich warte am Flughafen auf meine Schwester.
من در فرودگاه منتظر خواهرم هستم.
Der Flughafen liegt außerhalb der Stadt.
فرودگاه خارج از شهر قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای حضور در فرودگاه معمولاً am Flughafen و برای حرکت به سمت آن zum Flughafen به کار میرود.

